_9277.jpg) |
هنر آسماني |
_9278.jpg) |
 كاش خدا الاغى داشت شخصى به نام سليمان ديلمى مى گويد:
به امام صادق عليه السلام عرض كردم ، فلانى در عبادت ، و ديندارى چنين و چنان است ... (او را محضر امام تعريف كردم .)
امام صادق عليه السلام فرمود:... | | 11:08 - شنبه 6 شهريور 1389 - تعداد نظرات : 0 | متن کامل >> |
 تعجب ميكنى از اينكه ما بر يكى از بندگان گنهكارمان منت نهاديم... در كتاب المستطرف جلد 1 صفحه 147 نوشته بود:
يكى از ملاحان و قايقرانان رود نيل كه شغل رسميش عبور دادن مردم از آب به خشكى بوده نقل مى كرد: روزى پيرمردى با وقار در حالى كه روپوشى پشمين دربرداشت و عصا و ظرف آبى هم به دست گرفته بود به من رسيد و پس از سلام گفت : ممكن است مرا عبور دهى و به آن طرف رودخانه برسانى ؟... | | 11:05 - شنبه 6 شهريور 1389 - تعداد نظرات : 0 | متن کامل >> |
 دست درازى به ناموس مردم در زمان پيغمبر اكرم (ص ) رسم بود كه هر وقت مى خواستند عازم جهاد شوند، ميان هر دو نفر از صحابه و ياران عقد اخوت و برادرى مى بستند تا به هنگام رفتن به جهاد، يكى از آن دو در شهر بماند و رسيدگى به امورات زندگى خودش و برادرش را به عهده بگيرد و ديگرى بدنبال مجاهده با كفار برود.
... | | 10:52 - شنبه 6 شهريور 1389 - تعداد نظرات : 0 | متن کامل >> |
 | | 11:15 - چهارشنبه 27 مرداد 1389 - تعداد نظرات : 1 | متن کامل >> |
 حمام آفتاب و ضررهاي آن! از نشستن در آفتاب ، حذر كنيد ؛ چرا كه جامه را كهنه مىكند ، بوى [بدن] را بد مىسازد و درد نهفته را آشكار مىنمايد . | | 10:48 - چهارشنبه 27 مرداد 1389 - تعداد نظرات : 0 | متن کامل >> |
 | | 12:14 - يکشنبه 24 مرداد 1389 - تعداد نظرات : 1 | متن کامل >> |
 | | 12:11 - يکشنبه 24 مرداد 1389 - تعداد نظرات : 1 | متن کامل >> |
 | | 12:08 - يکشنبه 24 مرداد 1389 - تعداد نظرات : 1 | متن کامل >> |
 پنجاه سال عمر در مقابل يك لقمه نان حضرت عيسى بن مريم عليه السلام با جمعى در جائى نشسته بود، مردى هيزم شكن از آن راه با خوشحالى و خوردن نان مى گذشت ، حضرت عيسى عليه السلام به اطرافيان خود فرمود: شما تعجب نداريد از اين كه اين مرد بيش از يك ساعت زنده نيست !!
ولى آخر ... | | 10:46 - شنبه 9 مرداد 1389 - تعداد نظرات : 0 | متن کامل >> |
 سزاى نوميد ساختن گدا مرد و زنى روزى غذا تناول مى كردند، و در سفره ايشان مرغ بريانى بود. پس سائلى به در خانه آمد. صاحب خانه به او بانگ زد و او را محروم ساخته ، از در خانه خود بيرونش كرد اتفاقا كه آن مرد مسكين شد و به واسطه عدم قدرت ، بر نفقه زوجه اش قادر نبود؛ او را طلاق گفت . آن زن به مرد ديگر شوهر كرد.
پس از مدتى مديد روزى آن زن با شوهر ... | | 10:43 - شنبه 9 مرداد 1389 - تعداد نظرات : 0 | متن کامل >> |
|